Today I want to speak about our culture in Famerin. We have traditional and religious culture in this village. People who live in the village, they respect to each other also more respect to the women.We have grown up with kindnesses and sincerity in our whole life.This is a biggest heritage that our ancestors did leave to us and we should care of them also we must use them in our life.

 

We are as Famerin’s children , we would like tell to other people , our village is a great place and we want to introduce this village for everyone who interesting to kindnesses and sincerity. Famerin society is too small and we can’t live without together, if you have any problem in your life or your work, you can share your problem with your neighbour or others who live in the village. We pull together about any problems actually we are a big family in the Famerin that’s why we have great and positive interaction with each others.

 

We are always keen that someone coming us as a guess.In our culture and religion  guess has more respect actually we believe that guess bring’s to us mercy and bless. Famerin people are generous and courteous. Despite the people are live simple but they have commitment to help an other people.

 

For example: when some one want to marry in village almost people brings together and then invite the bride or groom or their family into the that meeting after they ask them what do need for your wedding or what furniture do you need for new house, if they need something, they tell to the this group of people and then they list it all things the bride or groom wanted and they will try to prepare

 that with the satisfaction and affection for them. Although for the bride and groom it’s difficult to provide it but when the people contribute with each other that is going to be easier to provide it.

 

Or when we have a lot of work in agriculture especially in the summer, we get more cooperation with each other this mean that we make a several groups (each groups between 5 to 10 person ) and they went to farms and work in the farm when the first farm works is finished they go to an other farm actually they going to do finish farm by farm.       

It has written by the : 

Majid Rasouli

 


برچسب‌ها: Famerin , Arak , s cultur , people in Famerin

تاريخ : یکشنبه پنجم بهمن ۱۳۹۳ | 15:55 | نویسنده : مجید رسولی |

Some Information About Ancient Famerin Village

Famerin is a ancient village and located in North West of Arak, Markazi Province, Iran. Famerin has over the 800 population . Famrin has known as a historical and ancient village with a rich culture. Famerin has a some monuments recorded in Iran national monument. Famerin's history is over the 2000 years and this historical location put the vallige in uniqe situtation.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Almost the people are working in the agriculture and the livestock industry in the Famrin village. They are muslim and their religion is Shia. Famrin's agrecultural products are including: wheat, barley,bean,pea,lentil,watermelon, oilseed and horticultural products.

In the past two decade many young resident of Famerin left it and they moved to the bigger city such as Theran, Arak, Qum and ... because they didn't have enough work also village didn't have good facilities to kept them.However some young people left village to complete their education .

Famerinan people, they are very kindness,hospitable,culture,educated,paceful and civilization. also it has fresh air and looks like picturesque. it's a really beautiful village in that area. it's amazing and incredible place in that area.

Actually Famerin is traditional village but the people have combined between modernity and traditional. They kept many traditional cultures.

According to this village Blog report " It has lots of story about the culture and it's society also has lots of  turism attractions such as plains and green with Vafs mountains view that has become Famrin to very good place for life as many people that they live near to  the village, they come there on weekend and holiday for spand the nice time with nice people and with their family.

If you need more information about the Beautiful Famrin please let me know and sent the E-mail to us.

Regarding

Majid Rasouli 


برچسب‌ها: Famerin , Arak , s cultur , people in Famerin

تاريخ : چهارشنبه یکم بهمن ۱۳۹۳ | 15:4 | نویسنده : مجید رسولی |
شب یَلدا یا شب چِلّه آخرین شب آذرماه، شب پیش از نخستین روز زمستان و درازترین شب سال است. ایرانیان و بسیاری از دیگر اقوام آن را مبارک می‌دارند و این شب را جشن می‎گیرند.
 
 

در آیین کهن، بنابر یک سنت دیرینه آیین مهر شاهان ایرانی در روز اول دی‌ماه تاج و تخت شاهی را بر زمین می‌گذاشتند و با جامه‌ای سپید به صحرا می‌رفتند و بر فرشی سپید می‌نشستند. دربان‌ها و نگهبانان کاخ شاهی و همهٔ برده‌ها و خدمت‌کاران در سطح شهر آزاد شده و به‌سان دیگران زندگی می‌کردند. رئیس و مرئوس، پادشاه و آحاد مردم همگی یکسان بودند(صحت این امر موکد نیست، شاید تنها افسانه باشد).

جشن یلدا در ایران امروز نیز با گرد هم آمدن و شب‎نشینی اعضای خانواده و اقوام در کنار یکدیگر برگزار می‎شود. متل گویی که نوعی شعرخوانی و داستان خوانی است در قدیم اجرا می‌شده‌است به این صورت که خانواده‌ها در این شب گرد می‌آمدند و پیرتر‌ها برای همه قصه تعریف می‌کردند. آیین شب یلدا یا شب چله، خوردن آجیل مخصوص، هندوانه، انار و شیرینی و میوه‌های گوناگون است که همه جنبهٔ نمادی دارند و نشانهٔ برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند، این میوه‌ها که اکثراً کثیر الدانه هستند، نوعی جادوی سرایتی محسوب می‌شوند که انسان‌ها با توسل به برکت خیزی و پر دانه بودن آنها، خودشان را نیز مانند آنها برکت خیز می‌کنند و نیروی باروی را در خویش افزایش می‌دهند و همچنین انار و هندوانه با رنگ سرخشان نمایندگانی از خورشیدند در شب. در این شب هم مثل جشن تیرگان، فال گرفتن از کتاب حافظ مرسوم است. حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روی پوکی و یا پُری آن، آینده‌گویی می‌کنند.

همان گونه در مطلب فوق بخشی از مراسم شب یلدا یا چله را برای شما مخاطبان گرامی بازگو کردم که در پهنه سرزمین پهناور ایران عزیز مرسوم است در این بخش شما را دعوت می کنم به آیین گرامی داشت و برگزاری یلدا در روستای فامرین توجه فرمائید ، علی الخصوص فامرینی های عزیز که در هرکجای ایران عزیز و یا نقاط دنیا زندگی می کنند توصیه می کنم که با باز نشر این مطالب بیش از گذشته فرهنگ و آداب روستای عزیزمان را به دیگران معرفی کنیم و شاید این نوشته ها روزی تاریخ مکتوب این روستا برای آیندگان در دهه ها و صده های آینده باشد .

فامرینیان طبق رسوم چندهزار ساله خود ،که در فلات مرکزی ایران زندگی می کنند شب یلدا که در گویش محلی به " چیله گجه سه " معروف  است را با آیینی خاص برگزار می کردند و می کنند. در این شب که طولانی ترین شب سال محسوب می شود از چند روز قبل مانده به آن اهالی روستا تدارک شب چله را فراهم می کنند .

یکی از اصلی ترین رکن این شب تنقلات و شب چره های مخصوص این شب است ، که شامل انواع میوه ، از انار گرفته تا هندوانه و پرتغال و .... و تنقلات گاها نامرسوم و مخصوص فامرین و یا روستاهای اطراف می شود.

یکی از کارهای که مادران ما در گذشته ( دهه شصت 60 شمسی ) که برای خیلی از بچه های فامرین خاطره انگیز است و بعید می دانم که دیگر هیچ وقت تکرار شود این بود که زنان فامرینی حتما سعی می کردند برای شب یلدا کنجد و شادانه را تفط بدهند که معروف بود به " شادانا کونجید قورماخ " برای شب یلدا ، که دورهم جمع می شدند و اینکار را با هم چند روز قبل از شب یلدا انجام میدادند تا شب یلدا سر سفره یلدا بگذارند.

یکی دیگر از سنت های قدیمی شب یلدا که برای فامرینی ها خیلی مهم بود این بود که در اواخر تابستان ، باتوجه به اینکه اکثر فامرینی ها باغ انگور داشتند بخشی از این انگورها را برای شب یلدا نگه می داشتند و شیوه آنها با توجه به نبود امکانات از قبیل یخچال و برق و سردخانه و... این بود که در یکی از اتاق های خانه که از نورگیری کم تری بهره مند بود و تقریبا هوای خنک و سرد داشت چندین دسته انگور را از بند انگور بدون اینکه خوشه ها بهم بخورند به صورت عمودی آویزان می کردند و تا شب یلدا ( سه ماه پس از این عمل ) تازه بماند و بتواند در دل سرما انگور تازه بخورند البته این روش برخلاف روشی ایست که انگور را به کشمش سبز و خشک تبدیل می کنند در آن روش بندهای به صورت افقی زیر سقف خانه و اتاق ها کشیده می شود و انگور را روی بند می اندازند تا به مرور رطوبت آن از بین برود و تبدیل به کشمش شود ، در روش عمودی انگور کمتر رطوبت خود را از دست می دهد و این هم از کارهای چندهزار ساله بوده که فامرینی ها نسل اندر نسل از پدران خود آموخته بودند .

یکی دیگر از روش هایی که فامرینی ها برای فراهم کردن میوه ها و تنقلات شب یلدا در گذشته های دور استفاده می کردند این بود که در تابستان وقتی هندوانه می کاشتند چند روز قبل از به بار نشستن و موقع خورده شدن آن ، چندتا هندوانه ( حدود 50 تا ) را به اصطلاح " کال " می چیدند و هندوانه ها را در انبار کاه و یونجه داخل کاه دفن می کردند و از شب یلدا شروع می کردند هندوانه ها را بیرون آوردن به طوری که تا نزدیکی ها شب عید نوروز این هندوانه ها با کمترین آسیب باقی می مانند . یادش به خیر چه دورانی بود من و برادرم محمود تا چند سال این کار را مخفیانه انجام میدادیم و یک دفعه شب عید چند تا هندوانه از لای کاه ها بیرون می آوردیم و به دوستان و اقوام و همسایه ها میدادم و آنها را به قول انگلیسی ها سورپراز می کردیم.

یکی دیگر از کارهای که فامرینی ها انجام می دادند این بود که هویچ را در اوایل پاییز برداشت می کردند و چند ده کیلو از آن را با حفر چاه یک متری یا دومتری درون آن می ریختند و سپس در شب یلدا و یا در روزهای برفی و زمستانی از دل خاک بیرون می آورند و سر سفره یلدا می گذاشتند.

یکی از شربت های شب یلدا شربتی بود بنام " ابه نُوا " که بسیار خوش مزه بود و از شیره انگور تهیه می شد هنوز اون موقع ها خبری از سن ایچ و این آب میوه های قلابی و شیمایی و ضد بشر و سلامتی نبود . این شربت بسیار مقوی و سالم بود و نیرو زا و در برابر سرمای منطقه و روستای فامرین که یک منطقه سرد سیر بود بسیار مفید بود و روش تهیه آن به این صورت بود که شیره انگور را که در تابستان با جوشاندن آب انگور تهیه می کردند ( البته مراسم شیره پزون در فامرین بسیار جالب است ان شاالله به قید حیات حتما یک پست اختصاصی به آن خواهم پرداخت ) ، این شیره را با آب مخلوط می کردند و می جوشانند و دوباره می گذاشتند خنک شود و پس از آن ، آنرا همراه غذا و یا به صورت جداگانه می نوشیدند.

یادش به خیر با این حال که در گذشته ما خیلی از رفاه و امکانات الان را نداشتیم وشب های چله فامرین برای بچه های آن روزگار دورانی دیگر بود و پر بود از خاطرات دورهم بودن و مصداق گل گفتن و گل خندیدن ، در شب یلدا تمام جواناهایی که از روستا به شهر در گذشته مهاجرت کرده بودند به روستا می آمدند و دورهم جمع می شدند و شب یلدا در روستای فامرین یکی از شلوغ ترین شب های فامرین بود و تو نمی توانستی به خانه ای بروی و نبینی که دور کرسی ها پر بود از آدم و در آن سرمای زمستان خانه های فامرین مملو بود از گرمای دوست داشتن و صفا و صمیمیت ، پدر و مادر ها خوشحال از اینکه بچه ها همه دور هم جمع شده اند ، بچه ها خوشحال از اینکه باهم هستند و مشغول بازی ، جوان تر ها هم دنبال حرف و بحث های خودشان بودند ، کشاورزی هم در زمستان تعطیل بود و کسی دقدغه رفتن به سر کار را نداشت و این موضوع باعث می شد شب یلدا را تا پاسی ادامه دهند ضمن آنکه روی کرسی های شب چله پر بود از انواع شب چره های رنگارنگ ، از انگور و هندوانه ، شاهدانه و کنجد و سیب و انار و پرتغال بگیر تا چای خوش رنگ و داغ و گاه چای آتشی که روی منقل کرسی دم کشیده بود بگیر تا گردو و بادام و کشمش و تخمه آفتاب گردان و دهها تنقلات دیگر در کنار با صفاترین آدمها با ساده ترین بیان ها بدون هیچ بغض و کینه .

در یک کلام می توان گفت : گرچه شب چله آغاز فصل سرما و آمدن ننه سرما را نوید می داد ولی در فامرین شب چله آغاز شب نشینی ها و دور هم نشستن زیر کرسی های گرم و مرور خاطرات و خواندن شعر و تاپماجا و انواع بازی های بچه گانه در فامرین بود که نسل من آنرا با گوشت و پوستش تجربه کرده و الان افسوس روزهای گذشته را می خورد که چرا قدرش را ندانسته ، دیگر نه از آن دوره همی های سابق خبر چندانیست و نه از آن آدمهای صاف و ساده و روستایی که بسیاری از آنها از میان ما بر جهان دیگر رخت بسته اند که یادشان گرامی باد و روحشان قرین رحمت . این را نوشتم تا آنرا روزها را فراموش نکنیم هرچند اگر خواندید و به آن دوران رفتید مرا نیز دعا کنید .

مجید رسولی زمستان 93

هر گونه کپی برداری و یا رونوشت از این مطلب بدون درج منبع شرعا و قانون صحیح نیست و مرتکب آن بموجب قانون " حقوق مولفان و مصنفان " و قانون جرائم رایانه ای می توانند توسط صاحب وبلاگ تحت تعقیب حقوقی قرار گیرند.

 


برچسب‌ها: شب یلدا , روستای فامرین , شیره انگور , سنت کهن شب یلدا , فامرین

تاريخ : سه شنبه دوم دی ۱۳۹۳ | 6:4 | نویسنده : مجید رسولی |
یکی از اصیل ترین و قدیمی ترین مراکز تعزیه خانی ، این هنر اصیل ایرانی اسلامی و شیعی در کشور بخصوص در منطقه استان مرکزی و همدان و ساوه و... تعزیه خوانی در روستای فامرین می باشد به طوری که بزرگان و ریش سفیدان روستا به بنده حقیر من جمله پدر مرحومم ، مرحومم حا ج رمض عزیزی ، مرحوم عبد العظیم عزیزی ، مرحوم عباس نعیمی ، آقای حاج شکرالله رشیدی ، آقای شوزب فتحی ، و خیلی دیگر از بزرگانی که به گردن ما حق دارند بیان می کردند و نقل می فرمودند از پدرانشان و آنها هم از اجداد و پدرانشان شنیده اند که تعزیه در فامرین بیش از 800 سال قدمت دارد و تا کنون نیز به برکت بزرگان و عنایت خاصه سید الشهدا (ع) این هنر اصیل هنوز از رونق خاصی برخوردار است . 



مراسم تعزیه در هیچ برهه ای از زمان در این روستا تعطیل نشده چه در سرما و چه در گرما همواره مردم این روستا در دهه اول محرم هر سال با برگزاری تعزیه خوانی و سوگواری برای اهل بیت رسول خدا (ص) و امام حسین (ع) ارادت خود را نشان داده اند و در سوگ شهادت یاران اباعبدالله الحسین (ع) و خود حضرت گریسته اند و به برکت این اشک ها و اخلاص ها و نذری ها نام فامرین را به عنوان اولین روستای برگزار کننده تعزیه در تاریخ شهرستان و منطقه ثبت کرده و زنده نگه داشته است و در این جا ، جا دارد از همه عزیزانی که در این عرصه خدمتگزاری و زحمت کشیده اند چه آنها که الان چراغ این میراث بزرگ ما فرزندان فامرین راه روشن نگه داشته اند و چه بزرگان و عالمانی که چند صد سال برای زنده نگه داشتن این میراث عظیم و غرور آفرین تلاش کرده اند که انشالله هم اکنون جیره خوار سفره حضرت سید الشهدا (ع) هستند و خداوند همه آنها را رحمت کند ، تقدیر و تشکر و قدر دانی کرد . 

آنچه که تعزیه فامرین را از دیگر تعزیه های مرسوم منطقه متمایز می کند یکی به دلیل اینکه این تعزیه جزء معدود تعزیه خوانی هایی ایست که به زبان ترکی و مادری نوشته شده و خوانده می شود بر خلاف تعزیه های دیگر که اکثرا به زبان فارسی می باشد . 

دوم آنکه طبق گواهی اسناد و شواهدتات موجود و شهادت بزرگان و عالمان منطقه و وجود نسخه های خطی تعزیه با قدمت چند صد ساله موءید این موضوع است که در گذشته اکثر نسخه های تعزیه خوانی از نسخه های تعزیه خوان های روستای فامرین کپی برداری شده و به عبارت دیگر می توان به جرات گفت که مادر نسخه های تعزیه خوانی به زبان ترکی در منطقه الگو گرفته شده و رونوشت شده از نسخه های تعزیه روستای فامرین می باشد که برای اثبات این موضوع مدارک کافی و دال بر صحت ادعا هنوز هم در حسینیه قمر بنی هاشم روستای فامرین که قدمتی بیش از 800 سال دارد موجود است . 

از جمله می توان به کلاه خود نقش شمر اشاره کرد که تا همین چند سال پیش موجود بود به طوری که من به یاد دارم که از چند نفر بزرگان که آن زمان حداقل بالای 80 سال سن داشتند بیان می فرمودند که این کلاه خود را زمانی که بچه بوده اند در تعزیه خوانی نقش شمر از آن استفاده می کرده ولی متاسفانه بنا به دلایل مشکوکی مفقود گرددید بنا به روایتی هم که آن زمان در روستا باب شده بود به سرقت رفت اما الله اعلم و لباس ها ی تعزیه خوانی بسیار قدیمی و خنجر ی که باز نقش شمر از آن استفاده می کرده و از همه مهمتر و جود نسخه های خطی و یاداشت هایی که بیش از 200 سال پیش هنوز خوشبختانه بخشی از آنها موجود است که چند سال پیش من چند نمونه از آنها را مطالعه کردم که آن موقع دست حاج شکراله رشیدی بود و الان دقیق نمی دانم آنها کجاست ، و نکته جالبی که من در آن نسخه ها دیدم این بود که نویسنده و خطاط نسخه ها توضیح داده بود که از این نسخه ای که نوشته است از روی نسخه مادر که قریب 400 سال پیش است نوشته است و اینکه خطاط آن را نسخه مادر عنوان کرده و در پاینویس هم نوشته است که تنها نسخه موثق تعزیه در بزچلو است این نشان از صحت ادعای بنده دارد و لاجرم هرانسان عاقلی را وادار می کند که اقرار کند که نسخه های تعزیه روستای فامرین تنها و یگانه نسخه مادر تعزیه های منطقه بزچلو و حتی ترک های ساوه و بخشی از همدان می باشد . 

بنابراین بر عهده ما فرزندان و جوانان رشید و دلیر و عالم و دانش اندوز فامرین است که از این هنر و میراث پدارن خود به نحوه احسنت استفاده کنیم و از همه مهم تر از آن حراست کنیم چرا که کم نیستند افرادی سود جو و فاقد هنر در منطقه بخصوص اطراف روستای فامرین که با پررویی و بی اصالتی می خواهند این میراث بزرگ ما را به نام خود ثبت کنند و با داشته های ما و میراث پدارن ما برای خود کلاهی درست کنند اما به یاری خداوند این افراد معلوم الحال و به کمک شما فرزندان و دوست داران فامرین اجازه نخواهیم داد که میراث فرهنگی ما را حتی کوچکترین تعرضی به آن کنند . 

اما در پایان جا دارد از افرادی که در این هنر فعالیت داشته اند و چراغ تعزیه را روشن نگه داشته اند تشکری در این نوشته به عمل بیاورم هرچند که اجر آنها پیش خداند معجور است ولی روا نیست که نام آنها در گم نامی باشد اما از آنجائیکه حافظه بنده حقیر زیاد یاری ام نمی کند فقط اسم افرادی را که الان در خاطر دارم می توانیم بیاورم لذا اگر اسم کسی از قلم افتاد مرا بخشد و عاجزانه استدعا دارم دوستانی که فراتر از این اسامی تعزیه خوانهای محترم و تعزیه گردان های محترم چه آنها که به رحمت خدا رفته اند و چه آنها که هستند را به یاد دارند اسامی آنها را در بخش نظرات بنویسند تا حقیر آنها را منتشر کنم . 



اما آنچه من به یاد دارم : 

مرحوم حاج اصغر فتحی یکی از بزرگان تعزیه در چند دهه گذشته و موافق خوان ، امام حسین خوان 

مرحوم ابوالقاسم احمدی مخلف خوان 

مرحوم حیدر رسولی عموی بنده مخالف خوان 

مرحوم احسان فامرینی موافق خوان علی اکبر خوان 

مرحوم عزیزی فرزند حسینعلی که حقیر اسم ایشان را فراموش کرده ام موافق خوان و بخصوص در شام غریبان 

مرحوم حاج آقا شیمر با عرض معذرت اسم ایشان را فراموش کرده ام امیدوار خانواده ایشان مرا ببخشند چون ما از بچگی همه ایشان را به این اسم می شناختیم مخالف خوان 

آقای حاج شکرالله رشیدی از ارکان اصلی تعزیه امروز فامرین که خداوند حفظ شان کند موافق خوان امام خوان 

آقای اکبر رسولی مخالف خوان شمر خوان 

آقای جمشید نعیمی مخالف خوان تخت نشین 

آقای حیدر فامرینی موافق خوان زینب خوان 

برادارن شیری که متاسفانه اسم شان را فراموش کرده ام و اگر اشتباه نکنم آقای حجت شیری و برادرشان که خداند اجرشان دهند موافق خوان 

آقای مجید برادر زن آقای عبدالله شیری که فامیل شان را نمی دانم ایشان از گردانندگان مراسم بودند . 

آقای حاج عباس فتحی از خیرین که چندین سال است روز عاشورا بخشی از هزینه های نذری را بر عهده دارند . 

آقای ستار اصلانی و پدر بزرگوارشان و همچنین برادر بزرگوارشان موافق خوان حر و برادران حر 

پسران آقای عبدالله شیری علی ، هادی و رضا و... همگی موافق خوان طفلان زینب و سکینه خوان 

آقای نعیمی برادر آقای عابدین نعیمی که بنده چون همیشه به ایشان عمو گفته ایم اسمشان یادم نمی آید موافق خوان قدیمی حضر ت عباس خوان 

آقای احمد رسولی برادر خودم هم موافق خوان و هم مخالف خوان 

آقای حجت احمدی مخالف خوان وتخت نشین 

مرحوم شکرالله رشیدی که همیشه هم در انتظامات نقش داشتند و هم روز عاشورا نقش شیر را بازی می کردند 

آقای حمید فامرینی نقش شیطان و مخالف خوان 

آقای ذوالفقار نعیمی عابس و یا اگر اشتباه نکنم شوزب خوان 

مرحوم غلام فامرینی که ایشون هم بعض وقت ها تعزیه خوانی می کردند 

مرحوم مشهدی اسماعیل که همیشه نقش انتظامات را برعهده داشتند . 

آقای غلام یزدی طبل زن 

آقای مالک فتحی انصافا همیشه در محرم و مراسم تعزیه خوانی منزل ایشان و خودشان زحمات زیادی می کشند . هم خانواده محترم شوزب فتحی و بخصوص آقا جواد پسر بزرگ ایشان 

مرحوم آقای قربانعلی جهانگیری  که دیگه همیشه منزل ایشان در اختیار تعزیه خوانها بود.

و آقایانی که الان متاسفانه به یاد ندارم و ان شالله دوستان برایم بنویسند تا من نام آنها را اضافه کنم . 

یا حق ما را هم از دعای خود فراموش نکنید 

مجید رسولی 



تاريخ : شنبه سوم آبان ۱۳۹۳ | 23:16 | نویسنده : مجید رسولی |
غالبا در روستای فامرین کشت بهاره شامل : انواع لوبیا ( قرمز ، چیتی ، سفید ) ، نخود ، هندوانه ، سیفی جات ، گوجه فرنگی ، کنجد ، شادانه ، خربزه و...دیگر می باشد در این گزارش تصویری که توسط آقای محمد رسولی کشاورز نمونه منطقه و عکاس این وبلاگ تهیه شده است شما را به دیدن آن دعوت می کنیم : 

 

 


برچسب‌ها: محمد رسولی , کشاورز نمونه , فامرین , کشت بهاره , هندوانه

تاريخ : جمعه هفتم شهریور ۱۳۹۳ | 0:49 | نویسنده : مجید رسولی |
کشاورزی از ابتدائی ترین شغل های بشر می باشد و اساسا تمدن بشری که قبل از آن انسان های اولیه برای تامین مایحتاج اولیه خود از شکار و کوچ نشینی گذاران زندگی می کردند پس از آنکه بشر اولیه کشاورزی را آموخت کوچ نشینی از بین رفت و روستا نشینی با محوریت کشاورزی شکل گرفت و نقطه آغازین تمدن بشر گشت و تاکنون ادامه داشته است .

 

در جامعه مدرن امروزی نمی توان نقش کشاورزی را نادیده گرفت چراکه بدون توسعه کشاورزی امکان توسعه هیچ بخشی دیگر از اعم صعنت و غیره وجود نخواهد داشت ، بر همین اساس روستای فامرین یکی از قطب های کشاورزی در منطقه می باشد و یکی از بزرگ ترین تولید کنندگان محصولات کشاورزی از جمله غلات می باشد .

به دلیل اینکه زمین های روستای فامرین در منطقه ای نسبت هموار ( دشت ) قرار گرفته و دارای زمین های فراوانی با مرغوبیت کم نظیر که مساعد تولید انواع محصولات کشاورزی می باشد و از طرفی 100 درصد زمین های فامرین که بیش از 1500 پانصد هکتار می باشد  ظرفیت عظیمی برای کشاورزی و به طبع آن برای دامپروی به وجود آورده است و به طور سنتی یکی از مهم ترین قطب های اقتصادی این روستا را کشاورزی و دامپروی تشکیل می دهد .

از آنجائیکه که در گذشته دشت وسیع فامرین از طریق سه قنات مهم که در این وبلاگ قبلا به طور مفصل به آن پرداخته ام ، تامین آب می شد کشاورزی در این روستا به دو بخش عمده تقسیم میشد و می شود ، بخش اعظم زمین های فامرین (60 % ) آبی و بخش کمی از آن را دیمی (40%) تشکیل می دهد . متاسفانه به دلیل سیاست های غلط دولت های گذشته در بخش منابع آبی کشور فقط در روستای فامرین به بیش از 20 حلقه چاه عمیق و نیمه عمیق با میانگین دبی 30 لیتر بر ثانیه مجوز برداشت آب از ذخایر زیر زمینی داده شد در حالی که این حجم عظیم آب در منطقه به دلایل محدودیت تاریخی منابع آبی وجود نداشت و به همین علت تمامی قنات های چند صد ساله روستا به طور کلی خشک شد و رفته رفته آب چاهای خصوصی نیز با افت شدیدی روبرو گشته و اگر همین روند با همین میزان بارش و ذخایر آب های زیز زمینی روستای فامرین ادامه یابد دیر نباشد که این روستا و اساسا کل منطقه باید کشاورزی را در تاریخ و موزه های این منطقه جست و جو کند این در حالیست که نبود مدیریت قوی منابع آبی از سوی دولت و کشاورزان ، عدم استفاده از شیوه های مدرن آبیاری و عدم بروز رسانی تجهیزات کشاورزی ، عدم دانش کافی و سرمایه گذاری برای اصلاح برخی محصولات کشاورزی که حداقل نیاز کمتری به آب داشته باشند ، کاشت محصولاتی مانند غلات که با منابع آبی منطقه و روستا به هیچ عنوان توجیه پذیر نمی باشد ، نبود برنامه ای مدون برای آموزش و تشویق کشاورزان برای جایگزینی محصولات کم آب و عدم قاطعیت در برخورد با چاه های حفر شده غیر مجاز در گذشته و فساد مادی در اداره امور آب در دولت های گذشته خصوصا در دولت نهم و دهم که برخی خبرها حاکی از این است که مسولین سازمان آب در منطقه و حتی در سطح استان در دولت گذشته با اخذ رشوه های کلان و یا پارتی بازی منافع نامشروع خود را در قبال نابودی منابع آبی منطقه و به تبع آن نابودی کشاورزی منطقه و توسعه فقر و بدبختی در میان جوانان مومن و زحمت کش کشاورز ترجیح داده اند و هیچ کسی هم در قبال این جنایت موضعی نگرفته و دادستان منطقه به جای مدیریت کلان و پیشگیری از آسیب های این فجایع خود محملی امن را برای غارت ثروت این مرز و بوم فراهم ساخته و بی جهت نیست رئیس جمهور محترم و حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی ستون انقلاب و نظام بارها در بیاناتشان اشاره کرده اند که در دولت گذشته تلی از خاک و ویرانه و فساد بر جای مانده است که از این رهگذر روستای زیبای من نیز در آستانه بحران آبی قرار دارد.

بنظر می رسد مسئولین محلی بخصوص دادستان شهرستان باید از این انفعال مشمئزه کننده دست بردارند و در سیاست های خود نسبت به برخورد با متخلفین بخصوص مدیران سابق دولتی که این فاجعه زیست محیطی را به وجود آورده اند مطابق قانون محاکمه و مجازات شوند ، افکار عمومی بخصوص دانشجویان هم محلی ، فرهنگیان و دوست داران محیط زیست منطقه نیز باید با اعتراض های خود و چه در محافل خصوصی و چه عمومی این پیام را به مسئولین دولتی و قضایی منطقه و حتی کشوری برسانند که در سایه این بی تدبیرها چه بر سر محیط زیست و کشاورزی منطقه آمده است و با بسیج افکار عمومی می توان شاهد کاهش تخریب منابع آبی و زیست محیطی در منطقه و روستای زیبای من فامرین بود .

بنظر می رسد هر کس که دل در گرو این منطقه دارد و خود را متعلق به آن می داند باید برای پاسداری از منابع این سرزمین فقر زده که در دولت گذشته به مخروبه ای بیشتر شبیه گشته باید رسالت خود که بازخواست مسولین فاسد و رشوه خوار گذشته و همدستان و همراهان آنان را تا حصول نتیجه ادامه دهند هر چند حقیر از شنیدن آنچه به زادگاهم رفته است دل خون هستم ولی قطعا در صورت عدم برخورد جدی مسئولین بخصوص دادستان محترم که باید در این خصوص به عنوان مدعی العموم ورود پیدا کند ، از ابزارها و اهرم های لازم برای مطرح ساختن آن به عنوان یک معضل ملی برخوردار می باشم ولی تمایل نداریم دغدغه صرفا خیرخواهانه خود را فدای سیاست بازی برخی ها کنم و امید دارم که همه مسئولین و مردم عزیز منطقه نیز این دغدغه را نیز داشته باشند .


برچسب‌ها: فامرین , منابع آبی , کشاورزی , مسئولین , دادستان

تاريخ : دوشنبه پنجم خرداد ۱۳۹۳ | 0:0 | نویسنده : مجید رسولی |
گزارش تصویری از طبعیت بهاری روستای فامرین  نوروز سال 93 











برچسب‌ها: بهار , فامرین , نوروز 93 , طبعیت زیبای روستای فامرین , بهشت فامرین

تاريخ : دوشنبه هجدهم فروردین ۱۳۹۳ | 5:33 | نویسنده : مجید رسولی |
شب نشینی های روستای فامرین :

از آنجائیکه روستای فامرین در منطقه ای سرد سیر که از طرف شمال شرقی خود با کوههای بلند وفس نزدیکی دارد و از طرفی دیگر شغل اکثر ساکن فامرین همواره دامداری و کشاورزی بوده و کارهای کشاورزی به دلیل سرما در اوایل پاییز به اتمام می رسد و پس از آن عملا مردان فارمین در خانه به بیشتر به دامداری خود می رسند فصل پاییز و زمستان سرد فرصت مناسبی ایست تا خانواده های فامرینی بیش از پیش رفت و آمدهای خود را گسترش دهند.
شب نشینی سنتی دیرین در کشور ایران دارد ، در فامرین هم از حال و هوای خاصی برخوردار می باشد . آنچه که در سرمای زمستان طروات خاصی به فضای عمومی و فرهنگی فامرین می دهد وجود حس نوع دوستی و مهمان نوازی فامرینی ها می باشد .
در زمستان از هر کوچه ای که رد شوی و بخواهی به خانه ای سر بزنی در اکثر خانه ها در خواهی یافت معنای صمیمیت و مهربانی را که فامرینان در شب نشینی های  خود به یکدیگر هدیه می دهند .
حال که من در این زمستان دور از وطن بودم و دور از زادگاهم ناخوادآگاه به یاد شب نشینی ها زمان کودکی و نوجوانی خود افتادم که حال و هوایی خاص داشت ، یاد آن زمان که هنوز گاز و نفت نقش زیادی در گرم کردن خانه ها نداشتند و کرسی های چوبی و با گرمای پهن خشک شده که در گویش محلی فامرین به آن « قالاخ » می گویند از سرما اهل خانه را نگه می داشت .
یاد آن روزی های که همسایه ها دور هم زیر کرسی جمع می شدیم و هر کسی برای دیگری داستانی تعریف می کرد . پدارن از کشاورزی و دامداری با یک دیگر می گفتند و مادران از اتفاقاتی که افتاده و از مشکلات کار در خانه ، بچه ها هم از مدرسه و آقا مجتبی ( مدیر دبستان اکثر بچه های دهه شصت 60 روستای فامرین ) می گفتند و نوجوانها پسر که راهنمایی درس می خوانند از آقای سید عبدالله موسوی که چندین سال مدیر راهنمایی ما بچه های فامرین بود صحبت می کرد و دخترهای همسایه در شب نشینی های خود از خانم ملکی و خانم محمدی و در کل اکثر بحث ها روی مدرسه و درس ها و معلم های آن صورت می گرفت .

یاد آنروزهایی که تلویزیون هنوز مثل یک غول ما را در خود نبلعیده بود و بزرگترها شروع می کردن به طرح معما و چیستان مطرح کردن یا به گویش محلی فامرین « تاپماجا » گفتن ، و ما مجبور بودیم هی فکر کنیم که جواب آن چه می شود ، یا اینکه به داستانهای پدرانمان در باره گذشته و زمان قحطی و ارباب و رعیتی و دکتر حسن خان بهادری خوان و ارباب فامرین و عیسی خان ارباب آقچه کهریز و از این قبیل نقل قول ها گوش دهیم و الان به برکت همین تعریف هاست که کمی از تاریخ فامرین در ذهن بچه های آن زمان مانده است.
ما بچه ها اکثرا در شب نشینی ها آن زمان نقطه بازی می کردیم و یا اسم فامیل بازی می کردیم بعضی وقت ها دختر ها یک تیم می شدن و پسر ها یک تیم دیگه به رقایت در اسم و فامیل بازی می پرداختیم .
یا آن روزهای که هنوز ریا و تجملات رنگ خانه های فامرین را عوض نکرده بود و خیلی ساده بودیم امّا زلال ، بایکدیگر بحثمان میشد امّا کینه نداشتیم ، سفره هامان ساده بود مثل قلبمان ، شاید در شب نشینی ها در کمتر خانه ای میوه بود ولی روی کرسی ها پر بود از  شب چره هایی از تخمه . کنجد و کشمش و نخودچی و هویجی که تازه از زیر خاک در آورده بودند برگه زرد آلو و کمی هم لواشک که خود مادرانمان درست کرده بود اما آنچه لذت این تنقلات شب نشینی های فامرین را زیاد می کرد خود آنها نبود بلکه این بود که همه آنها وطنی بودند روئیده شده از خاک پاک روستای خودمان بود ، به دست مادران و پدران خود درست شده بود ، و از همه مهم تر از روزی حلال بود و ذره ای در آن شبهه ای وجود نداشت .
یاد آن روزهایی که وقتی تلویزیون تازه باب شده بود و بعضی از همسایه ها که تلویزیون نداشتند دور هم جمع می شدیم و به دین سریال ها می پرداختیم ، آن زمانی که هنوز تلویزیون دوشبکه بیشتر نداشت و چند ساعت برنامه که ساعت 10 شب تمام می شد ، آن زمانی که سریال سلطان و شعبان ، لینچان و شمشیر تیپو سلطان و برنامه اخلاق در خانوده و حاج آقای حسینی و اخباری که سه گوینده بیشتر نداشت ، افشار و حیاتی و بابان.
یادم هست یکی از همسایه ها برای شب نشینی یک شب منزل ما آمده بودند و او می خواست اخبار را گوش کند  می گفت : شلوغ نکنید ببینیم افشار امشب چه می گوید .
یاد آن شب هایی وقتی میخواستیم به شب نشینی برویم یک چوب دستی دستمان می گرفتیم تا مبادا در کوچه های تاریک روستا سگی یا گرگی به ما حمله نکند و یک  چراغ نفتی « چراغ دستی » به دست به شب نشینی می رفتیم .

یاد آن شب ها که مادرانمان می نشستند و برای پسران جوان خود دختران روستا را یک به یک با یکدیگر برای ازدواج سبک سنگین می کردند ، و از همین شب نشینی ها چه ازدواج هایی که انجام نشد و چه زندگی هایی که سر و سامان نگرفت .
یاد آن شب هایی که وقتی مهمان خانه امان می آمد علاوه بر پذیرایی مرسوم می رفتیم از انبار از خمره ترشی انگور که در فامرین به آن « قورا قورا » می گفتند می آوردیم .
یاد همه آن روز ها به خیر به قول معروف یاد باد آن روزگارن یاد باد یاد باد....
از همه فامرینی هایی که این مطلب را هر زمانی که می خوانند بخصوص آنهایی که آن زمانها را به یاد دارند می خواهم که یادی هم از من بکنند و برایم دعا کنند.
به خاطر این یادآوری این مطالب دلم خیلی گرفت و برای آن روزها خیلی تنگ شد امیدوارم شما خوانندگان عزیز و فامرینی ها محترم از اینکه شاید دلتان بگیرد من را ببخشید.
مجید رسولی 
هرگونه کپی برداری و رونوشت از مطالب این وبلاگ بدون ذکر منبع طبق جرائم رایانه ای جرم محسوب شده و حق پیگیری قانونی برای صاحب وبلاگ محفوظ می باشد.


تاريخ : چهارشنبه سیزدهم فروردین ۱۳۹۳ | 11:25 | نویسنده : مجید رسولی |
گزارش تصویری از روستای فامرین - محرم 92


عکاس : محمّد رسولی 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


برچسب‌ها: محرم , فامرین , روستای فامرین , عاشورا , جوانان فامرین

تاريخ : سه شنبه بیست و یکم آبان ۱۳۹۲ | 10:52 | نویسنده : مجید رسولی |
گزارش تصویری از محرّم سال 92 در روستای فامرین (1) 

عکاس : محمّد رسولی 

علم های هیئت و دسته عزاداری روستای فامرین با قدمتی بیش از ۲۰۰ سال که توسط عزاداران در دهه اوّل محرم در دسته کوچه به کوچه در روستا گرانده می شود و مردم نذورات خود را پای این " علم ها " قربانی می کنند و یا پول و یا نذورات خود را به پای آن می ریزند.

 

جوانان برومند و محب اهل بیت (ع) در حال حمل علم های دسته فامرین

 

السلام علیک یا اباعبدالله الحسین (ع)

 

یکی از جوانان روستای فامرین در حال حمل چلچراغ دسته عزاداری

 

جوانان عزادار حسینی روستای فامرین در سوگ شهادت اباعبدالله الحسین (ع) و یارانش در کربلا زنجیر بر دوش خود می زنند.

محرم در روستای فامرین

پیر و جوان در روستای فامرین به سوگ جان باخته گان کربلا نشسته اند

 


 



برچسب‌ها: فامرین , عزاداری , محرم , دسته فامرین , جوانان روستای فامرین

تاريخ : یکشنبه نوزدهم آبان ۱۳۹۲ | 23:16 | نویسنده : مجید رسولی |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.